

حسین جان کرب و بلا مال خوبها ولی بگو بدها با که عقده دل وا کنند؟؟؟ جا ماندهایم و شرح دل ما خجالت است زائر شدن، پیاده، یقینا سعادت است ویزا، بلیط کرب و بلا مال خوب هاست سهم چو من پیامک "هستم به یادت" است یک اربعین غزل، به امید عنایتی... این بغض من اگر چه خودش هم عنایت است چیزی برای عرضه ندارم مرا ببخش یعنی غزل، نشانهی عرض ارادت است ما هیچ، ما گناه... فقط جان مادرت امضا بکن که نوکرت اهل شهادت است باشد حسین ، کرب و بلا مال خوبها یک مهر تربت از تو برایم کفایت است...
پی نوشت : حسین جان لحظه هایم را به عشق اربعینت سپری کردم چه سود که بازهم گناهانم کار دستم داد و مرا جایی در بین قافله عشاق نیست جاماند ام اقا
این همه التماس وگریه هم سودی نداشت اما اقا من جز اشک چیزی ندارم نثارت کنم به من بخاطر رقیه ات تخفیف نوکری بده
نکند میخواهی شوم یعقوب و با بوی پیراهنت مستم کنی اقا جان این را بگذار برای خوبهایت برای چون منی همان قطره اشک گوشه حرم کافیست یا حسین دم از محشر کبری نزن همین اربعین نیامدنمان ب کربلا کافیست میگویند کربلا قسمت نیست دعوت است خدایا من معنی قسمت ودعوت را نمیدانم اما یقین دارم تو خوب معنی طاقت را میدانی
برچسب:
نویسنده: مهران کاظمیان